يعني زنگ کاروان
|
دراي |
|
شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸۸ پیروز مناظره کیست؟
من قبول دارم که پست قبلی در مورد پیروزی احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی 13 خرداد کوتاه و بی مقدمه بود ولی برداشت من هنوز بعد از دو روز عوض نشده است و در زیر سعی میکنم آن را توضیح دهم. مخاطب مناظره در نظر من عموم مردم جامعه هستند نه افراد سیاسی یا روشنفکر و امثالهم. عموم مردم کسانی هستند که در سوم تیر ٨۴ به احمدی نژاد، بر مبنای مجموعه ای از مطالبات و شناختها رای دادند و از او یک سری انتظارات دارند. لزوما مثل من و شما روزی ٢-٣ ساعت وقت اضافی برای پیگیری اخبار ندارند و ممکن است روزنامه ها را تورقی بکنند یا نکنند. عمده کانال اطلاع رسانی شان اخبار تلویزون سر شام و مردم کوچه بازار توی اتوبوس شرکت واحد و تاکسی است. ممکن است میرحسین از نگاه کسی که اخبار را دنبال کرده باشد و اطلاع نسبتا خوبی از اوضاع داشته باشد و بعد از مناظره هم قدری اخبارش را دنبال کند به دلایل مختلف وضع بهتری داشته باشد اما اکثر مخاطبین مناظره بعد از اتمام مناظره ٢-٣ دقیق وقت صرف نتیجه گیری میکنند و بعد از آن برداشتشان از نتیجه مناظره دستخوش تغییر چندانی نمیشود. برای این دسته از مردم، به نظر من میرحسین مناظره را باخته است. در بررسی زیر من نه از نگاه یک روشنفکر سیاسی فعال در اینترنت مناظره را بررسی میکنم. دقت کنید که اکثریت این قشر در سال ٨۴ هم احتمالا به احمدی نژاد رای نداده اند. اما احمدی نژاد بلد بود که از آن معدود دقایق وقتی که از توده مردم میتواند به دست بیاورد چگونه تصویری از خود به نمایش بگذارد که رای آنها را جذب کند. از منظر عموم مردم،برخی از اشکالاتی که میرحسین نسبت به احمدی نژاد به وضوح داشت را لیست میکنم. او با صدایی نه چندان قدرتمند شروع کرد و به خصوص بعد از شروع کوبنده احمدی نژاد این در نگاه عموم حمل بر ترس و باختن قافیه میشود. میرحسین به بسیاری از سوالات مستقیم پاسخ نداد که به نظر من هم نباید به همه آنها پاسخ میداد اما باید به همه آنها هرچند کوتاه میپرداخت. مثلا اینکه گفت در مورد هاشمی و خاتمی حرفی نمیزنم یعنی به موضوع پرداخته ولی لزومی به پاسخ دادن ندیده است. این البته خیلی بهتر از آن است که بدون هیچ اشاره ای از موضوع بگذرد. اگرچه میرحسین نشان داد که آن جاهایی که به موضوعاتی پرداخته، از پس آن بر آمده است مثل خاطره "راه قدس از کربلا میگذرد" که حمله احمدی نژاد در مورد اعزام نیروی نظامی برای جنگ با اسراییل به خوبی جواب داد. به نظر من برداشت عمومی از انبوه سوالات مسلسل وار و مقطع احمدی نژاد که موسوی حتی نفیا اشاره ای به آنها نکرد موجب این برداشت میشود که موسوی از پاسخ دادن فرار کرده است. مثلا میتوانست بگوید من به فلان دلیل به فلان سوالات نمیپردازم نه آنکه مسکوت رها کند. میرحسین از زمان محدودی که داشت به خوبی استفاده نمیکرد، حرفهای تکراری میزد، جملات ناتمام زیادی داشت و بدتر از همه استفاده از "چیز" به جای هر چیزی مکرر اتفاق افتاد که حمل بر ضعف بیان یا هول شدگی میشد. میرحسین به بعضی مسائل اشاراتی سربسته میکرد که تنها برای کسانی قابل درک بود که کاملا در بطن اخبار کشور باشند و در مقابل احمدی نژاد مملو از مثالهای ملموس بود. مثلا اینکه میرحسین گفت: "یکی از معاونین یکی از وزارتخانه ها داشت رد میشد و اتفاقی سر زد به دفتر این آقا و دید مذاکرات قراردادی که قبلا شروع شده بود در حال پیگیری است بدون اینکه..." اگر کسی آنقدر در جریان باشد که بداند بحث قرارداد کرسنت در دفتر کردان است که دیگر نیازی به این مثال ندارد و کسی هم که نداند، با این اشارات چیزی دستگیرش نمیشود. میرحسین برگه های زیادی را ورق میزد و جسته گریخته اشاره میکرد اما به ندرت مثال ملموس دست یافتنی برای عموم در میان حرفهایش کم بود. از این لحاظ میرحسین شبیه تیم فوتبالی بود که مدام در میانه میدان حفظ توپ میکند اما کاری به زدن گل ندارند. اما در مقابل احمدی نژاد حتی به خطا و آفساید هم که شده سعی میکرد گل بزند. او به خوبی بلد بود که پرونده هایش را ورق بزند، تظاهر کند که حرفهای زیادی برای زدن دارد، یکی را گلچین کند و آن را محکم بر سر رقیب بکوبد. ممکن است بگویید کار احمدی نژاد در اسم بردن از افراد غیر اخلاقی و غیر قانونی بود اما واقعیت این است که مردم کشور ما از این کار "لذت" میبرند. مردم از افشاگری و اتهام پراکنی خوششان میآید. دوست دارند در زمانی که فرض میکنند قوه قضاییه در دنبال کردن پرونده های کلان اقتصادی ضعیف است کسی پیدا شود و به اصطلاح جرات کند پته آنها را روی آب بریزد. برای چنین "نیاز و عطشی" در ژرفای دل اکثر ایرانیان (!) چه مسکنی بهتر از اینکه رییس جمهور کشور بیاید در تلویزیون و جلوی چشم همه مردم خودش را فدا کند و دست به این حرکت انتهاری بزند و بعد هم همه برای حفظ جان رییس جمهور فداکار بسیج شوند؟!؟! میرحسین شاه بیت صحبتهایش را بحث قانون گریزی انتخاب کرده بود که علیرغم اهمیتش، ثقیل و غیرملموس است. در مقابل احمدی نژاد از همان موضعی وارد شد که ۴ سال پیش او را به ریاست جمهوری رساند و آن تقابل با کسانی بود که مردم دوست داشتند کسی را مقابل آنها ببینند. میرحسین فرصتهای زیادی را برای پاسخ دادن به حرفهای احمدی نژاد از دست داد. واضحترینش اینکه به وضوح در زمانی که احمدی نژاد دیگر زمانی برای دفاع پیدا نمیکرد یک سری حرفهای کلی زد و حتی ٢-٣ دقیقه زیاد آورد. مطمئنا اگر فرد حاضرجوابی مثل خود احمدی نژاد در مقابل احمدی نژاد قرار میگرفت به بهترین نحوی از این زمان استفاده و نیز اشکالات احمدی نژاد استفاده میکرد. مثلا باید روی اینکه احمدی نژاد وارد زمان موسوی میشد به عنوان سمبل عدم پایبندی به قواعد استفاده میکرد یا از اینکه میگفت وقت را ٢-٣ ساعت اضافه کنید به عنوان تمایلات دیکتاتورمابانه او یاد میکرد. موسوی میتوانست وارد قضیه یک میلیارد دلار مورد اختلاف دولت و دیوان محاسبات شود یا از قضیه ٣٠٠ میلیارد تومان هزینه کرد بدون فاکتور زمان شهرداری احمدی نژاد اسم ببرد. زمانی که احمدی نژآد یک سری ادعاهایی مطرح میکرد باید از او دلیل و سند میخواست مثل تماس با کنگره امریکا یا نامه عذرخواهی بلر (که گویا تکذیب هم شده). در مورد کامنتهای پست قبل هم باید بگویم که من اصراری بر متفاوت تحلیل کردن ندارم اما دوست ندارم مثل ٢٧ خرداد ٨۴ غافلگیر شوم. برای همین سعی نمیکنم در فضایی منقطع از جامعه ایران بنشینم و معیارهای منطقی، عقلایی اخلاقی خودم را، چه درست و چه غلط، به همه جامعه ایران تعمیم بدهم. بیایید بپذیریم که همه این معیارها در انتخابات ٨۴ مغلوب شد. برای همین من سعی میکنم حرف مردم کوچه و بازار را در تهران، حومه اش و شهرستانها بشنوم و برای خودم صغری و کبری نچینم که مردم به چه چیزهایی اهمیت میدهند و به چه چیزهایی نه. الان هم مدتی است در ایرانم و سعی میکنم بفهمم برای مردم چه چیزهایی مهم است یا نه. برداشت من از نمونه هایی که قبل و بعد از مناظره دیده ام این است که مردم نه تنها وجه غیر اخلاقی حرکت احمدی نژاد برایشان دافعه نداشته که افشاگری و ریختن آبروی مردم برایشان جذاب بوده است و در مجموع این مناظره باعث افزایش آرای احمدی نژاد شده است. (فارس) (قلم)
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك
![]() |